تبليغاتX
˙·▪● A3man ●▪·˙























˙·▪● A3man ●▪·˙

˙·▪●ساکت ... ! آهسته بروید ... آهسته بیایید .... ! وجدان ها همه خوابند●▪·˙

چگونه خود را منتظر بمانم

وقتي اشتياق من براي رسيدن به جمعه ها

قد ذوق يك كودك كلاس اولي -از رسيدن اول مهر "هم" - نيست !

جمعه ها را خيلي راحت

بين روزهاي هفته گم ميكنم ..

جالبيش اينجاست كه هميشه ،دل مشغولي به اندازه ي كافي در بساطم مهياست

براي "بــــ هانه آوردن "

دل مشغولي همه چيز ميشود اين روزها جز انتظار "تــــــــــو "

نه دل به تنهايي ،كه سر و گوش و چشم و زبان هم !

حتي آواي انتظار گوش م را فعال كردم ...

اما دريغ از آواي انتظار "دل "

صدايش آنقـــــــــدر رسا نيست كه خدا جوابش را بدهد "انگار"

كه اگر

اگـــــــــر

اگــــــــــــر ...

تعداد اين آواهاي گيراي از ته دل

رسيده بود به 313 تا

.

.

.

امــــــــــــــــروز آمده بودي !!!

2012/5/4 توسط A3man|

وقتی حرمتها شکسته می شود؛

ببخشید گفتنها سودی ندارد...

سکوت کن!

2012/4/30 توسط A3man|

به کـــــــــــ ـدام

      کهکشان می مانی . . . ؟

              .

              .

              .

    که آرام  "مــــ" میکند

                  هر "دم" . . .

غرق "تـــــــ ــو" که میشوم

                ارباب جــــــان . . . !

 

تا به جستجوی تو آمدم گفتند...

                         """ کل الیوم عاشورا و کل الارض کربلا """

2011/12/4 توسط A3man|

وقتي يه وقتايي درد داري و نميخواي به روي مباركت بياري بيشتر از هميشه حس درد بهت غلبه ميكنه و اذيت ميشي ،وقتي همــــــه جا اونقدر ساكته  كه صداي سكوت دور و برت ،به صداي نفس كشيدنات هم غلبه ميكنه اونوقته كه حتي از نفس كشيدنتم پشيمون ميشي !

وقتي دراز به دراز رو تختت لم دادي و زول ميزني به اتاق درهم و برهمت، بخاطر حس حوصله ندارمي كه سرتاپاتو طلا گرفته ميري سراغ خداجونو ميگي :خدايا يعني ميشه يه روزي همه چي تموم شه ؟

وقتي گوشيت و سايلنت ميكني و پرتش ميكني اونوره اتاق و با هر صداي ويبرش از خودت ميپرسي ،يعني اين يكي خودشه ؟،تازه مثل من به خودت فحش ميدي كه مرض داشتي پرتش كني اونوره اتاق ؟

وقتي اونقدر تنهــــا ميشي كه از شدت بي حسي همه ي ادماي اطرافت و نديده ميگيري اونوقته كه با خودت ميگي خدايا چقده تنهايي بد درديه "ميشه هيچ بني آدمي و به حال خودش رها نكني؟"

وقتي به خاطر حس لذتي كه تجربه كردي از يه لذت ناب تر جا ميموني و نميتوني انجامش بدي با خودت ميگي ،درسته كه مهربونه و ميبخشه اما تو ديگه چـــــــــرا ؟"توجيحاتم  به درد عمت ميخوره "

وقتي بخاطر مرگ يه عزيزي  يهويي پات به سمت غسالخونه باز ميشه و مرده ها رو ميبيني كه چشاشون بستست و يه كفن دورشون فيتيله پيچ ميكنن و ميزارن تو يه وجب جا ،اونوقته كه دلت ميخواد به زمين و زمان فحش خاهرمادر بدي و يه تف بندازي تو صورته اين روزگاري كه اين همه بلا سرت مياره و آخرشم هيچي به هيچي !!!

وقتي آرزوي بودن و نفس كشيدن و دوست داشتني ترين هايي رو داري كه براي خدا باشه ،نه واسه خاطره خلق ِ خدا ،اونوقت كه از ته دلت لبخند ميزني و ميگي خدايا بازم شكرت !

وقتي از سر هيچي و پوچي ميزنه به سرت كه از همه چيز و همه كس فرار كني ،اونوقته كه دلت ميخواد با مخ بري تو ديفال تا ديگه قيافه ي نحس و خسته و درب و داغون خودتو نبيني و اين همه ناشكري نكني!

وقتي يوقتايي گذرت به سمت و دل و دلتنگي و دل شكستگي و دل سپردگي و دلدادگي باز ميشه ،اونوقته كه از ته دلت ميگي گور باباي هرچي دله ،اصن جووونم به فداي هرچي دل ِ سنگي !

وقتي هر لحظه بخاطر ندونم كاريات منتظر نازل شدن ي يه بلاي آسموني (اشتب گفتم ،از آسمون كه هيچ وقت بلا نمياد )منتظر نازل شدن يه بلاي زيرزميني هستي و تمام تن و بدنت ميلرزه ،اونوقته كه شايد فرجي بشه و با خودت زمزمه كني به جون ِ خودم غلط كردم بدرقمه ،به كرمت ميبخشي ؟؟؟؟

وقتي را به راه درست سره به زنگا ،نگران تمام ِ اين وقت و بي وقتايي ميشي كه به راحتي از دستشون دادي ،بدون اينكه به گذشت عمر از دست دادت فكر كني اونوقته كه به خودت يه تلنگر كوچيـك ميزني و ميگي

اصن هيچ حواست هست كه كجايي.....؟؟؟؟؟

2011/9/19 توسط A3man|

هيچيه هيــــچي تو اين دنيا عوض نشده

دنيا همون دنياست

آدماش يكم

كم و زياد شدن !

فقـــــط . . .

شیرینیش کم شده و يكم فرهادش

برای همینه که اين همه

تلخی به خورد ِ همدیگه میدن

آدماي دنيـــــــــا . . . !


+ آدمها برای یکدیگرنقش سیگار را بازی میکنند

همدیگر را می کِشند ، لذت می برند ،دود می کنند ،

تمام می کنند !و بـــــــــــــــ عد از اندک زمانی ، سیگاری دیگر !

++ اگر کسی می گوید که برای تو می میــرد دروغ میگوید!!!

حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند

2011/9/12 توسط A3man|

اوهوم

يعني بنام اوصتا كريم و صلام

يوختايي ميزنم تو جاده خاكي و يه چيزايي مينويصم تو اين دفتر خاترات كه بعدش بارها و بارها خودمو بازخواصت ميكنم كه آخه چرا نوشتي ؟به بقيه چه مربوت كه چي تو ذهنت ميگذره  دخمل خوب ؟ هان ؟

خلاسه جونم براتون بگه كه همش هزيونه و بس ....هزيون گفتنم كه شاخ و دم نداره ...وقتي ميري تو عالم برحوت از هر چيو هر كصي كه ميشناسي و نميشناسي، ميگي و مي گيو مي گي تااااااااااااااااا يهو وقتي كه به حد مــــــــرگ ميرسي يحويي از خواب بلند ميشي و ميگي آخيـــــــــــــــش ...

خدارو شكر كه همش خواب بود !

حكايت هزيون گفطناي منم همينه و بس ،لطفا رو هيچ هسابي نذارش رفيق ِ هم نفص ...

قرض از مذاحمت اين بود كه يه تك پا برم رو ممبر و چنتا جمله افاضه ي فضل كنم و مرخس شم

چند وقت پيشا با رفيق ِ بهتر از جاني داشتيم ميصحبتيديدم كه ته ته تهش به اونجا رسيديم كه چقده آشنا ميزنيم هردو براي ِ هم (از دوستان فرفر )كه هي ادرس داديم و نشوني گرفتيم و هي من خدا خدا كردم آشنا درنيايم باهم :دي

خلاسه گفتيم و نوشتيم و براي هم آس ِ دلامون رو رو كرديم و اون از غم زمونه گفت و من از نامردياش ..اون از دلتنگياش گفت و من از چرند بودناش ...اون از خستگي هاش گفت و من از دل كندناش ... اون از حكايت هاي دست نخوردش برام گفت و من از تجربه كرن تك تك ِ حكايطاش

خيلي خوش گزشت طوري كه بعد از گذشت سه صاعت نفحميديم چه جوري زمان گذشت

اما اول و آخرش بعد از گذشت حدودا دو هفته ميخوام نتطجه گيري كنم از تمام حرف ها و حديث ها و چرت و پرط هاي خودم ...در واقع از واگويه ها و بيراحه ها و مهرمانه ها و غلم رنجه ها و اهمقانه نوشته هايي كه هنوزم تو دفتر خاتــــــراتم  ثبت شده و يه روزي با خوندنشون تمام دلتون  زيرو رو ميشد و هنوزم نظراي نابتون اينجا باقي مونده يادگاري...

همون حكايت "من و تو " يي كه همه به ع ش ق نابشون قبطه ميخوردن گويا !!!!!!!!!!!

حمون هكايت شيرين و فرحاد قصه ها هم نــــــــــــــه ...يه چيزي فراي اون كه الان خيلياش ثبت موغت خورده چون نه شيريني يافت ميشه نه فرحاد كوه شكني دگــــــــــر

.

.

.

ته ته تهش همينه و بس

حمــــــــــــــه چيز دروغ است و بس

حتي  "مـــــــن و تو "

حتي " تـــــو و او "

حتي حتي حتي 

تماميه ضميرهايي كه بجاي " من " نشستند در  دل " تــــو " !!!

حمه ي واژه ها ،حمه ي نوشته ها ،همه ي همه ي همه چيز تو اين عالم دروقي بيش نيست ،نگي يوقت فاز منفي ميزنه آسمان ...نه بخــــــــــــدا... بح ح حتر از هميشم الان ... بهتر از تماميه لهظه هاي نبودن تماميه اونايي كه يه روزي همه ي  هستيم در گرو نفس كشيدناشون بود ...ب

هتر از تماميه لحظه هاي بودن كسي كه وقتي از درد فرو ريخت كنارش موندم ،با دلش موندم تا دوباره  خودشو بسازه اما با تمام ِ درد تحــــــنا م گزاشت ...بهتر از تماميه لحزه هايي كه باهم صاختيم و خراب و كرديم و خنديدم و گريه كرديم حتي .....الان بهتر از حميشم 

زمان صخت گذشت ...دير گزشت ..اسلن يوختايي نميگزشت ...خاطرات و اشتباحات خوردم كرد ..نابودم كرد ....لح و لوردم م كرد ....منو در جا آأتيش زد و خاكصترم كرد حتي ....اما الان همون آُ3ـــــماني كه بلاهاي ضيرزميني بر سرش اوار شد داره نفس ميكشه و مينويسه "" بدون عنايات خـــــــــــدا هيچه و هيچ ..."

و باز هر روز و هر روز با خودش تكرار ميكنه اين جمله هاي ناب و دوست داشتني رو

كه همه چيز دروغ است

تنها حقيقت عالم هستي يك چيز است

همـــــــه چيز (                   )است و بس !

گشتم و پيداش كردم ....نمينوسم اينجا كه تنها حقيقت زندگي من چيه كه باعث دوباره زنده شدنم شده ...باعث دوباره نفس كشيدنم ...اين جاي خالي هر چيزي ميتونه باشه ....بستگي به خودت داره  كه بري سراغش و پيداش كني ...ممكنه خدا باشه حتي براي بعضيا.... براي من يه چيزيه كه دربه در خودمو زوركي بهش ميچسبونم تا حالم هي هي روز به روز بحتر شه.. بستگي به خودت داره كه پيداش كني و هنرمندانه هر روز و هر شب به اميد اون يك چيز اين زندگيه لعنتيو بگذروني و هزار هزار بار بيشتر مثل من زير لب زمزمه كني

بي عنايات خدا هيـــــــــــچم هيچ كه  هديه كرد به من  همـــــــه چيز!

نخطه

A3man

يا حق



ورود ممنوع
2011/8/24 توسط A3man|


وعده‌ی دیدار نزدیک است...

ضیافت افطاری وبلاگ‌نویسان

وبلاگیون، گودریون، فرفریون، پلاسیون و فعالیون همه دعوتید؛ قدمتان روی چشم!

رسانه شمایید؛ اطلاع‌رسانی کنید.

ما كه شايد رفتيم شما هم بياين خوشال ميشيم....

آخه نه يكي، دو سه باري دعوتم اخه يه عالمه وبلاگ داشتم يه روزي ....از سر بيكاري ... :دي

خلاصه اينكه الان به همين كلبه ي خرابه قانعم فقط حيف كه مجبورم كردن  بخش نظراتشو ببندم وگرنه آمار

رفقاي جان و ميگرفتم تا اونجا ببينمتون حتما ...

2011/8/23 توسط A3man|

حــــــــ ر ف ِ حساب ِ "توووووووووو" چيه ؟

هان .......؟

.

.

.

هيچي

از اولشم حرف حسابي بيــــــن ما نبود،اصن من كي بودم ؟تو از كجا اومدي ور ِ دل ِ من؟

فقط هواست باشه به كسي كه روحش از هيچي خبر نداره چنيني جمله اي و نگي دوباره

چون ممكنه مثل آسمان اون روزهاي " تـــو" يه هويي سنگ كوب كنه و فرو بريزه از درد براي هميشه

نه " تو " يي يهويي اومد تو زندگيه آ3ــــمان  نه "من " ي رفته براي هميشه تو قفس ...قبوله ؟

پیچیده ام در کارتون خاطراتمان را، اسباب کشی كرده ام به سوی خاطرات جدید،

به "او"بگو دلش فرو نريزد از درد!!

به "او" بگو دلش نشكند از درد ِ دروغ !!

به " او "بگو دلش نگران نشود از براي درد ِخيانت !!

به "او " بگو ناگهان نميرد از درد ... درد ... درد ... !!

به" او " بگو لحظه اي به صداقتت  شك نكنـــــــــــــد ...!!

"من " اسباب كشي كرده ام مدت ها قبل ل ل ل ل ل ل ل !!


..... تنها يك " من " و اين همه "او " و من بيخبر .....


2011/8/23 توسط A3man|

الســـــــــــ لام اي شــــــافع ِ روز جزاء

الســــــــــ لام اي واصل من با خدا

السلام اي ركن عرش ِ حق علي

السلام اي والي ِ مطلق علي

فاش ميگويم به آواي جلي

يا علي و يا علي و يا علي

از تمناي غمت آكنده ام

از ولاي مرتضي يي زنده ام

اي كه عالم خاك ِ زير پاي توست

دهـــــــــــر ،مجنون ِ رخ ليلاي توست

اي تو شيـــــــــــرين ،من نه فرهاد توام

بــــــــــي قرار دست ِ امـــــــــــــــداد توام


اميرالمونين يا شاه ِ مردان ،دل ِ ناشاد ِ "مــــــن " را شاد گردان !!

نمي دونم چرا رمز دارش كردم (الكي )... فقط مجبور شدم بنويسم !!


پیچیده ام در کارتون خاطراتمان را، اسباب کشی كرده ام به سوی خاطرات جدید،به "او"بگو دلش فرو نريزد!!

چيز خاصي نيست ،تراوشات ذهن آ3ـــــمانيه كه مثل سرعت نور از جلو چشات رد ميشد يه روزي

يكم داغونم بدجور ...نخوني بهتره چون "شما  "هم جوابي نداري كه بدي !


ورود ممنوع
2011/8/23 توسط A3man|

خــــ جالتم نده و عاصيم خطاب مــــــكن

بـــــده جواب مــــ را لااقل جواب مـــــكن

هميشه خواسته هايم براي نفســـم بود

دعاي مــ ن كه دعا نيست،مستجاب مكن

همينكه ترس برم داشته خودش كافيست

تــــ ـــو با عتاب دلم ،دلم پر اضطراب مكن

عتاب كردن تـــــ ـــو بدتر از جــ هنم است

جــــــ هنمم ببر اما دگــــــر عتاب مــــكن

چــــقدر مردم به چشم آبرو نگاهـــم كنند

ليــ ك ، من از همه پيش تو بي آبروتـــــرم

چـــــ قدر جـــا زدم ، من كه دوستت دارم

بيــــا مقابل مردم مـــــ را خراب مــــــــــكن

خودت اجـــ ـــــازه بده بعد ازيــن گناه نكنم

زيــــاد ، روي ِ من و توبه ام حساب مــــكن

اگــــ ـــر كه عبد نبودم نجــــ ف نمي رفتـم

مـــ ـــــرا بخاطر ِ شاه نجف عـــذاب مـــكن

سوا مــــ كن كه همه باهميم جان  حسين

هـــــــــ مه غلام حسينيم ، انتخاب مــ كن ...


دعای صد بند می خوانیم که همه بندهای این تن... از نام تــــــــــــــــــــــــو آبرو بگیرد..!

دل پاره هاي دوستانم را ميستايم در وبلاگ كاش ميشد روي خدا را بوسيد و تـــــــرنج !

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند / چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را!

شب های قدر امسال جور دیگری عزیزند . اگر مجالی بود و دلتان راه داد٬ التماس دعا!


ورود ممنوع
2011/8/20 توسط A3man|

Design By : Night Melody